3. سرّ اختلاف ديه زن و مرد در اسلام چيست؟‏



هميشه و همه جا ديه مرد بيشتر از زن نيست و درآمد مرد نيز از آن زن است‎.‎ ‎ ‎ليكن يك سلسله از ارزيابيها در قرآن كريم به بدن برمى‏گردد، و هر بدنى كه منشأ اقتصادى بيشتر و ‏قوى‏تر باشد،

3. سرّ اختلاف ديه زن و مرد در اسلام چيست؟‏

جواب

هميشه و همه جا ديه مرد بيشتر از زن نيست و درآمد مرد نيز از آن زن است.‎ ‎ ‎ليكن يك سلسله از ارزيابيها در قرآن كريم به بدن برمى‏گردد، و هر بدنى كه منشأ اقتصادى بيشتر و ‏قوى‏تر باشد، مسأله ديه هم با تناسب او تنظيم مى‏شود، چه اين كه مسائل ارثى هم اين چنين است.‎ ‎ ‎اما آنچه كه به تعليم و تربيت مربوط است زن و مرد در آن مقام مورد خطاب مشترك، قرار گرفته‏اند. قرآن ‏در امور حكومتى همانند امور معرفتى زن و مرد را يكسان مورد خطاب قرار داده و مى‏فرمايد:‎ ‎ » ما كان لمؤمن ولا مؤمنة اذا قضى اللَّه ورسوله أمراً أن يكون لهم الخيرة من أمرهم»(1).‏ ‎ ‎و هيچ مرد و زن مؤمنى را نيامده است كه چون خدا و پيامبرش فرمانى دهد، براى آنان در كارشان ‏اختيارى باشد.‎ ‎ ‎يعنى اگر نظام اسلامى، قضا و حكمى را ارائه داد و پيامبر، حكمى كرد و از طرف خداى سبحان دستورى ‏را ابلاغ كرد، هيچ مرد باايمان، و هيچ زن باايمان، حق تصميم‏گيرى مخالف در برابر قضا و داورى خدا و پيامبر را ‏ندارد. نه تنها در مسائل تشريعى، بلكه در مسائل حكومتى نيز آنجا كه سخن از قضا و حكم است، خواه ‏قضاى باب قضاوت، خواه قضاى حكومت، مرد مؤمن و زن مؤمنه حق اعتراض ندارند.‏ ‎ ‎در مسائل اخلاقى نيز در قرآن كريم آمده است:‎ ‎ » يا أيّها الّذين آمنوا لا يسخر قوم من قوم عسى أن يكونوا خيراً منهم ولا نساءٌ من نساء عسى أن يكنّ ‏خيراً منهنّ»(2).‏ اى مؤمنان! نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كنند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان ديگر را ‏ريشخند كنند شايد‎ ‎آنها از اينها بهتر باشند.‎ ‎ ‎هيچ كسى، اعم از مرد يا زن، حق ندارد ديگرى را مسخره و يا تحقير نمايد، زيرا خير بودن از مدركات ‏بصرى نيست كه به چشم بيايد، خير مربوط به جان است و جان نيز مستور است، و چه بسا كسى كه مورد ‏تحقير قرار مى‏گيرد بهتر از كسى باشد كه تحقير مى‏كند. بنابراين، نه مرد حق تمسخر دارد، و نه زنى مجاز ‏به اين كار است. چرا كه قرآن مى‏فرمايد:‎ ‎ » عسى أن يكونوا خيراً منهم ولا نساء من نساء عسى أن يكنّ خيراً منهنّ «‎ ‎ ‎در روايت آمده است كه چند چيز در ميان چند چيز مستور است: يكى شب قدر است كه در بين شبها ‏مستور است، و ديگرى اولياى خدا هستند كه در بين افراد عادى گمنام و مستور هستند، و چه بسا كسى ‏كه مورد تحقير قرار گرفته از اولياى الهى باشد.‏ ‎ ‎تحقير كردن به چهار صورت محتمل است: گاهى ممكن است مردى، مردى را تحقير كند، و يا مردى زنى ‏را تحقير نمايد. چنانكه گاهى ممكن است زنى، زن ديگرى را تحقير كند، يا زنى، مردى را مورد تحقير قرار ‏دهد. اين چهار صورت مفروض است ولى دو صورت آن را قرآن با صراحت بيان مى‏فرمايد واصل كلى را يادآور ‏مى‏شود كه، چه بسا كسى كه مورد تحقير قرار مى‏گيرد بهتر از تحقير كننده باشد.‎ ‎ ‎بنابراين در مسائل اخلاقى هيچ امتيازى بين زن و مرد نيست. و اما در مسأله ديه چون جنبه خير بودن در ‏او نيست بلكه مربوط به جنبه بدنى است، لذا اگر بدن در مسائل اقتصادى قوى‏تر بود ديه آن بيشتر است و ‏چون مردها در مسائل اقتصادى معمولاً بيشتر از زنها بازدهى اقتصادى دارند ديه آنها نيز بيشتر است و اين ‏بدان معنا نيست كه در اسلام مرد ارزشمندتر از زن باشد بلكه تنها آن بُعد جسمانى - جنبه بدنى - آن دو ‏صنف لحاظ مى‏شود. اصل ديه مربوط به ارزيابى روح نيست و نبايد در مسائل انسان‏شناسى و عظمت زن و ‏مرد اين عنوان مورد نقد و نقض قرار گيرد.‏ ‎ ‎بنابراين‎ ‎ديه معيار ارزش آدمى و نقد ناقدان بدان جهت است كه انسان را در حد يك گياه مى‏شناسند، ‏اما واقعياتى نظير اين كه انسان به جايى برسد كه تنگاتنگ با ملائكه سخن بگويد، و فرشتگان به استقبالش ‏درآيند، براى آنان بى‏مفهوم است. و وقتى اين سلسله از مسائل مطرح بشود تازه آنها به خود مى‏آيند كه ‏عجب! ماوراى طبيعتى هم هست، موجودى به نام فرشته نيز وجود دارد! و ما براى اَبد، زنده‏ايم و عمر اين تن ‏زودگذر ما حداكثر يك قرن است اما جان ما جاودان و ابدى است، نه سخن از يك ميليارد سال كه اصلاً سخن ‏از سال و ماه نيست، و ما به جايى مى‏رسيم كه فرشته‏ها به استقبال ما مى‏آيند و تهنيت مى‏گويند و تحيّت ‏مى‏فرستند:‏ » سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين»(3).‏ ‎ ‎درود بر شما خوش باشيد و درون آييد جاودانه. ‏ (زن در آئينه جلال و جمال، صفحات 419 ـ 421.)‏

 

 ‏(1) سوره احزاب، آيه 36.‏ ‏(2) سوره حجرات، آيه 11.‏ ‏(3) سوره زمر، آيه 73.‏ ‎ ‎        

 

 

عکس